شریعتی

پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی های او را نبینیم . من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت مراحل پایانی قیل و قال های مربوط به شریعتی محسوب می شد. امام در صحبتی بدون اینکه نامی از کسی ببرند، اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالف هایی که در اطراف او هست ، نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرو نشاندن آتش اختلافات مؤثر بود. در آنجا امام بدون اینکه اسم شریعتی را بیاورند ایطور بیان کرده بودند(چیزی نزدیک به این مضمون) "نباید به خاطر  چهار تا اشتباه در کتاب هایش او را بکوبیم ، این صحیح نیست" این دقیقا نشان می داد موضع درست را . در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت دکتر شریعتی ، ممکن بود اشتباهاتی بعضا در مسائل اصولی و بنیانی تفکر اسلامی داشته باشد.

اما ظلم طرفداران شریعتی به  او کمتر از ظلم مخالفانش نبود ، بلکه حتی شدید تر و کوبنده تر هم بود . طرفداران او به جای اینکه نقاط مثبت شریعتی  را مطرح کنند و آنها را تبیین کنند ،در مقابل مخالفان صف آرایی هایی کردند و در اظهاراتی که نسبت به شریعتی کردند سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه دهند، سعی کردند حتی کوچکترین اشتباهات را از او بپذیرند.

شریعتی یک چهره ی پر سوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت و به صورت یک ایدئولوژی و قاعده ی نظام اجتماعی رنج می برد و کوشش می کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکرزندگی ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند.شریعتی یک آغاز گر بود. در این شک نباید کرد . او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود . قبل از او بسیاری بودند که اندیشه ی مترقی اسلام را آنچنان که او فهمیده بود، فهمیده بودند و در غالب واژه ها و تغییراتی که برای نسل امروز ما و یا بهتر بگویم نسل آن روز شریعتی ، نسلی که مخاطبین شریعتی را تشکیل می داد ، گیرایی داشته باشد مطرح کنند، موفق نشده بودند به زبان آنها این حقایق را بیان کنند. جوری که برای آنها قابل فهم باشد این مسائل را بگویند.

شریعتی آغازگر طرح جدید ترین مسائل کشف شده ی اسلام مترقی بود به صورتی که برای آن نسل پاسخ دهنده به سؤال ها و روشن کننده ی نقاط مبهم و تاریک بود.

شریعتی بر خلاف آنچه درباره ی او گفته می شود و هنوز هم عده ای خیال می کنند ضد روحانیین بود ، بلکه عمیقا مؤمن و معتقد به رسالت روحانیت بود . او می گفت روحانیت یک ضرورت است ،یک نهاد اصیل وعمیق و غیر قابل خدشه است ، و اگر کسی با او مخالفت بکند یقیناً از آبشخور استعماری تغذیه می شود . اینها اعتقادات او بود در این هیچ شک نکنید این از چیز هایی بود که جزء معارف قطعی شریعتی بود ، اما در مورد روحانیت او تصورش این بود که روحانییون به رسالتی که روحانیت بر دوش دارد به طور کامل عمل نمی کنند."

/ 0 نظر / 4 بازدید