3=ضایع کردن دیگران

در بخش اول" سه گانه برای بعضی ها" عرض کردیم که بعضی ها مارموزن و فکر میکنن که علامه دهرن و کارها رو با گرفتن لپ این و اون میخوان پیش ببرن و میخوان با یک دست سه تا هندوونه بلند کنن و دوست دارن برای اونهایی که رفقیش نیستن دوسیه درست کنن و دنبال کاسه لیسی ان.

در بخش دوم " سه گانه برای بعضی ها" عرضیدیم که بعضی ها فکر میکنن که خیلی مدیرن و میتونن چندتا کار رو باهم انجام بدن و غرض از مدیریت توی تفکرات اینجور آدمها هم پادویی کردن و اینکه "ف" رو بگی تا فرحزاد رفتن و اومدن.

حالا تو بخش سوم " سه گانه برای بعضی ها" اگه خواسته باشیم جمع بندی داشته باشیم، نتیجه و کارکرد اینجور آدمها این میشه که اگه مدیران بالاسری اینجور آدمها کمی تا قسمتی شیشه خرده داشته باشن و یا احیانا" خدای ناکرده کمی تا قسمتی از مدیران بی تجربه و ظاهربین باشن،بقیه کارمندا میشن آدمهای تنبل و بیکار و کارنکن البت بلانسبت همه ی کارکنان خدوم و زحمتکش دانشگاه هنر.

آدمهای توصیف شده در بخش یک و دو میشن آدمهایی که خواسته و ناخواسته دیگر کارمندا رو ضایع میکنن و با ضایع کردن دیگران میخوان نردبان ترقی واسه خودشان درست کنن(بنازم رو رو هی روله).اینجور آدمها باعث میشن که انگیزه در دیگران برای کارنکردن و تعهد نداشتن برای سازمان خیلی زود از بوجود بیاد و مدیرانی هم که به اینجور آدمها میدون میدن از چشم کارمندا زود زود بیفتن.

تو دانشگاه هنر اصلا" از اینجور آدمها نداریم. هرکی هم میگه واسه خودش میگه. بزار اینقد بگه که بگه دونش در بیاد

/ 0 نظر / 16 بازدید