خار و خس اند

دوست عزیز

فرزند دانشگاه هنر

به جهت این روزهای شما در دانشگاه هنر شعر زیر از صائب تبریزی مناسب حال می باشد. باشد که همیشه چون گذشته در مسیر پیش رو فقط و فقط راستی و درستی پیشه شما بوده و باشد و ناملایمات روزگار که اغیار آرزومند شمایند به لطف ایزد منان به خودشان بازگردد وبه مانند خارو خس در گرداب ناملایمات همیشه سرگردان بمانند و به فرموده صائب چون شمایان هیشه حرف حق را زده و از عیب خود غافل نئی، لاجرم از دیگران بالاتری.

مایه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است 
هر کسی صاحب زر است او از همه بالاتر است 

دود اگر بالا نشیند کســـر شــأن شــعـله نیست
جای چشم ابرو نگیرد چونکه او بالا تراست

ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست 
روی دریا، خس نشیند قعر دریا گوهر است 

شصت و شاهد هر دو دعوی بزرگی میکنند 
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشــــتر است

آهن و فولاد از یک کوه می آیند برون 
آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است 

کــــره اسـب ، از نجابت از پـس مــــادر رود 
کــــره خــر ، از خــریت پیش پیش مــــادر است 

کاکـل از بالا بلندی رتبــه ای پیدا نکرد 
زلف ، از افتادگی قابل به مشک و عنبر است 

پادشه، مفلس که شد چون مرغ بی بال و پر است 
دائماً خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است 

سبزه، پامال است در زیر درخت میوه دار
دختر هر کس نجیب افتـاد مفت شوهر است

صائبا !عیب خودت گو عیب مردم را مگو 
هر که عیب خود بگوید، از همه بالا تر است
/ 0 نظر / 41 بازدید