کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور

وبلاگ کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور, وبلاگی جهت اطلاع رسانی در باره وضعیت کارکنان دانشگاه هنر می باشد واگر انتقادی هم می شود, این انتقاد در جهت بهبود وضعیت کارکنان دانشگاه می باشد وخدای ناکرده قصد توهین به هیچکس را ندارم

حکایت ملانصرالدین و خرش

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را برپشت خری بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. خر هم به سختی از پله ها بالا رفت .ملا مصالح ساختمانی را از دوش خر برداشت و سپس خر را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود،ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد خر از پله پایین نیآمد. ملا خر  را رها کرد و به خانه آمد.که استراحت کند. در همین موقع دید خر دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد.وقتی که دوباره به پشت بام رفت ، می خواست خر را آرام کند که دید که  به هیچ وجه آرام نمی شود.برگشت، بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای خر از سقف چوبی آویزان شده،بالاخره خر از سقف به زمین افتاد و مرد.بعد ملا نصرالدین گفت : لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و پُست مهمی برسد ،هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را هلاک میکند !!

 

 

  
نویسنده : سیروس کریمی پور ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢
تگ ها :