کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور

وبلاگ کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور, وبلاگی جهت اطلاع رسانی در باره وضعیت کارکنان دانشگاه هنر می باشد واگر انتقادی هم می شود, این انتقاد در جهت بهبود وضعیت کارکنان دانشگاه می باشد وخدای ناکرده قصد توهین به هیچکس را ندارم

دغدغه های ما

تنبلی دزد آرزوهاست نیشخندلبخند

کمی تا قسمتی واقعی و مابقی عین حقیقت. میخوای باور کن، میخوای باور نکن. وقتی حالت خوشه حال داشته باشی. اگه خدای ناکرده ناخوش باشی، دیگه چه فایده داره که هی خنده

تا آخر بخون

دنیای این روزهای ما به عنوان یک شهروند مانند همه ی ایرانیان است. از دغدغه مهد کودک و تربیت فرزندانمان و کلاسهای فوق برنامه تابستانی و ثبت نام  مدرسه گرفته تا گرانی و یا بهتر بگوییم گرانتر شدن روزانه گوشت و مرغ و ماهی و مایحتاج زندگی و افزایش لجام گسیخته قیمت طلا و سکه و دغدغه اینکه نتوانی در این وانفسای گرانی و تورم، زندگی راحت و بدون دغدغه ایی برای زندگی خود وخانواده فراهم کنیم.نگران

دغدغه ترافیک روزانه، دوپینگ ورزشکاران!!!!، عدم صعود تیم ملی امید ایران!!!!! دغدغه شوهر نکردن دختر عم قزی و .....

چرا ارزانی از کشور رخت بر بسته و پول آب وبرق وتلقن و گاز و موبایل روز به روز گرانترمیشود؟....

دغدغه هایمان خیلی بیشتر از اینهاست و مشکلاتمان نیز با بقیه ایرانیان فرقی ندارد و حالا بعضی ها بیشتر وخیلی ها کمتر

اما به عنوان یک کارمند که در دانشگاه هنر کار می کنیم شاید بتوانیم بگوییم که علاوه بر دغدغه هایی که ذکر شد، دغدغه های دیگری هم داریم که تعدای از آنها برای تمام کارکنان دستگاههای دولتی یکسان است و تعدادی هم مخصوص به ما:

١-  اینکه ماه پنجم سال نود است و هنوز احکام کارگزینی به دست ما نرسیده. نمی دانم. یک ماه هم که قرار است دانشگاه تعطیل شود که می شود شهریور. امضاء شده یا نه، خبر ندارم. از کشوی میز مدیرانی که خیلی خیلی دغدغه دانشگاه را دارند بیرون آمده یا نه، خبر ندارم.

٢- می گویند که همکاران قراردادی ما در دانشگاه هنر که هنوز به صورت قراردادی مشغولند، خیلی وقت پیشتر از اینها، دانشگاه می توانست برای این همکاران تغییر نوع حکم داشته باشد واین همکاران به صورت پیمانی در دانشگاه می توانستند مشغول به کار شوند.... نمی دانم می گویند.

(آقا فردا یقه ی بنده را نگیرید که این حرفها چیه میزنی. میگم به پیر به پیغمبر من شنیدم)

٣- چیزی حدود یکصد هکتار زمین در مجموعه پردیس کرج، روزها تابش نور خورشید را بر روی خود دارد وشبها نور نقره ایی مهتاب را. چند سال پیش مقداری از این زمینها به همراه ساختمان نیمه کاره ایی که قرار بود دانشکده سینما و تلویزیون بشود وسینما گران آینده این مرز وبوم در آن تربیت شوند، مفت چنگ دانشگاه پیام نور شد و عواید حاصله از فروش آن مقدار زمین به همراه ساختمان نیمه کاره... نمی دانم ....

اینها همه به کنار، برای الباقی زمینهای دانشگاه هنر هم دندان طمع سازمانها و مراکز دولتی کرج تیز تیز است. تا جایی که سازمان عمران و بهسازی کرج معلوم نیست از طبله کدام عطار سند به نام خود آورده و مدعی مقداری از زمینهای کرج است و هرچند وقت یکبار لودر و گریدر وبولدوزر وارد حریم دانشگاه می شوند و مقاومت مدیران دانشگاه را مورد سنجش قرار می دهند، که تا به وقت مناسب ضربه نهایی را وارد آورند و کار را یکسره کنند و خبرهای جسته و گریخته از استانداری استان البرز می رسد که مسئولین کرج می گویند برای دانشگاه هنر سی چهل هکتار زمین زیاد هم هست.

آیا وجود همین یک دغدغه کافی نیست تا به مانند آدمهای حناق گرقته، گریبان چاک بزنی و هرچه در توان داری فریاد برآری که آهای مسئولین و مدیرانی که خیلی خیلی دغدغه دانشگاه را دارید ( البته دغدغه مدیریت )،آیا نمی توان جایی که همه برای زمینهای کرج دندان تیز کرده اند، از این زمینها، مقدار ناچیزی از آن را برای مسکن کارکنان دانشگاه در نظر گرفت و به کارکنان داد، تا سالهای آینده وقتی سایر ادارات و سازمانهای کرج از این نمد کلاهی برای خود بافتند، ما دندان حسرت به لب نگزیم و بر پشت دست خود نزنیم و پشیمان نباشیم.

زهی خیال باطل.... خیال باطل

مطمئن باشید از این نمد کلاهی برای کارکنان دانشگاه بافته نمی شود!!!!

چرا؟ چون ما در دانشگاه مدیر این کاره نداشته ایم و یا هرچه داشته ایم عافیت طلب بوده اند.

فکر می کنید اگر سازمانی مثل شهرداری و یا سازمان امور مالیاتی و یا آبفای کرج و یا هر اداره دیگری در کرج بک همچنین زمینی (که به واقع طلاست) داشت چه کاری می کرد؟

به جرأت قسم می خورم که مدیران آن اداره، دهها ماده و تبصره از قوانین کشور پیدا  می کردند و برای هرکدام از کارکنان خود سه مرتبه، این زمینها را بین آنها تقسیم می کردند و آب از آب تکان نمی خورد...

 

  
نویسنده : سیروس کریمی پور ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۸