کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور

وبلاگ کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور, وبلاگی جهت اطلاع رسانی در باره وضعیت کارکنان دانشگاه هنر می باشد واگر انتقادی هم می شود, این انتقاد در جهت بهبود وضعیت کارکنان دانشگاه می باشد وخدای ناکرده قصد توهین به هیچکس را ندارم

چرا ننویسم؟

چند وقتیه که چیزی ننوشتم

نه اینکه چیزی نبوده و حرفی برای گفتن وجود نداشته.نه. اینطوری نبوده و کلی هم اتفاقات و مسائل مختلف توی دانشگاه وجود داشته که میشد نوشت.

ولی مدتی دل ودماغ نوشتن نبوده و حوصله...

البته تو ماههای آخرسال قبل، یکی از اساتیدی که ارادت داریم خدمتشون، از سر دلسوزی و نصیحت به بنده فرمودند که فعلا" چیزی ننویسم و حرفی نزنم،تا ببینیم اوضاع چگونه و دانشگاه به چه سمتی پیش می رود

... و گاهی اوقات فکر میکنی که نوشتن و حرف دل زدن و اعتراض کردن یعنی چکش به سندان کوبیدن و انگار گوش شنوایی هم نیست

ولی از طرف دیگه پیش خودت فکر میکنی که گفتن حرف حساب و اطلاع رسانی به همکاران و روشن کردن حقایق و تابیدن نور و روشنایی به زوایای پنهان و تاریک مدیریت ناصحیح در دانشگاه، یک وظیفه است.

یکی از دلایل نوشتن این وجیزه این بوده که بلاخره کلید شیخ تدبیر وامید در دانشگاه هنر به چرخش در اومد و سرپرست جدید دانشگاه هنر معرفی گردید. مراسم تودیع و معارفه ریاست قدیم و جدید در دانشگاه هنر هفته قبل در دانشگاه هنر انجام شد. نمی دونم؛ بگم از اینکه رئیس قبلی دانشگاه از ریاست برکنار شد، همکارا خوشحال شدن یا ناراحت و نمیتونم بگم که انتصاب اقای دکتر اکرمی به ریاست و سرپرستی دانشگاه هنر با عث خوشحالی کارکنان و اساتید و یا دانشجویان شده یا نه. ولی هرچی که هست بعضی از صحبتهای انجام شده در مراسم تودیع و معارفه باعث قلقلک آدم میشه و انگار بعضی ها بعضی ها رو مثل خودشون گاگول فرض کردند.

به نظر شما آقای دکتر کشن فلاح بخاطر دوندگی بیش از حد برای کارهای اجرایی دانشگاه هنر و دغدغه داشتن بیش از حد برای دانشگاه هنر بیماری دیابت گرفتند و باعث قطع شدن بخشی از پای مبارکشان گردیده!!!؟؟؟

همه میدونیم که ایشان از قبل از اینکه ریاست دانشگاه را برعهده بگیرند بیماری داشتند و خود جنابشون بهتر از همه می دونستند که قبول این مسئولیت باعث تشدید بیماریشون خواهد شد و کسی به زور قبول این مسئولیت را به ایشان نداده بودند که بعد منت سر دانشگاه بگذارند و قطع بخشی از پای مبارکشان را بخاطر دانشگاه بدانند(بنا به نقل نقول انجام گرفته در مراسم تودیع و معرفه).

دلیل دیگه خواستم بنویسم اینه که میگن برای تعمیر ساختمان جدیدی که در مجموعه باغ ملی به دانشگاه هنر واگذار شده، آقای کشن فلاح و دوستان به این تصمیم رسیدن که اضاقه کار کارکنان را قطع و کم کنند تا از این طریق بخشی از هزینه تعمیر ساختمان یاد شده تآمین گردد.( این حرف از قول از یکی از مسئولین دانشگاه که مردباشه و زیر حرفش رو نزنه ایراد شده است).حال اگه قرار بود که بخشی از هزینه تعمیر ساختمان یاد شده از محل نپرداختن اضافه کاربه کارکنان تآمین بشه، چرا در این دو سه سال گذشته در روز معلم، هزینه های آنچنانی برای جشن روز معلم برای اعضای هیآت علمی انجام میشده؟ مگر یک عده برای دانشگاه تخم دو زرده میگذارند که بقیه....؟ اگر قرار بود که بخشی از هزینه تعمیر ساختمان یاد شده از محل نپرداختن اضافه کار به کارکنان تآمین بشه، دانشگاه مجبور برای نمیدانم فلان مراسم، شام چند ده هزارتومانی به اساتید در برج میلاد بدهد؟ راستی از آسانسور اختصاصی برای اقای دکتر فلاح چرا نگوییم که کلی هزینه رو دست دانشگاه گذاشت؟

... و مسئله دیگه اینکه به سمن بخس و از روی جهالت و بخالت و مدیریت ناکارآمد زمینهای دانشگاه را دو دستی تقدیم سازمانها و اداره جات کرج کردند و عرضه نداشتند در قبال پنجاه و خرده ایی هکتار که دو دستی تقدیم کردند، جایی دیگه در کرج و یا اطراف کرج مقداری زمین برای دانشگاه و یا مسکن کارکنان و اعضای هیآت علمی دانشگاه بگیرند و در واقع به یاد معاهده ترکمانچای می افتیم که الآن همه ی ملت لعنت ابدی به بانیان آن می فرستند. و خدا کند که در مدیریت جدید حق به ناحق خورده شده دانشگاه برگردانده شود و اگر قرار نیست توسعه دانشگاه هنر در کرج انجام شود، لااقل مابقی زمینهای دانشگاه هنر به سمن بخس اهدا نگردد.

و اما مسئله دیگه:

امروز31/3/93 در دانشکده موسیقی یکی از دانشجویان موسیقی متآسفانه با وقاحت و بیشرمی تمام یکی از همکاران دانشکده موسیقی را به زیر مشت و لگد گرفته و اگر نبودند چندنفر از دانشجویان دیگه معلوم نبود که به سر این همکار ما چی میومد.

میخوام بگم که که اگر این عمل دانشجو توسط همکاران محکوم نشود و پیگیر واقعه بوجود آمده نباشیم تا این دانشجوی هتاک به کمیته انضباطی معرفی و محکوم نشود، معلوم نیست که بعدا" چنین اتفاقی برای من وتوی کارمند نیفتد و دیگر دانشجویان به خودشان اجازه چنین بی ادبی را بدهند.

 

  
نویسنده : سیروس کریمی پور ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۳۱