کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور

وبلاگ کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور, وبلاگی جهت اطلاع رسانی در باره وضعیت کارکنان دانشگاه هنر می باشد واگر انتقادی هم می شود, این انتقاد در جهت بهبود وضعیت کارکنان دانشگاه می باشد وخدای ناکرده قصد توهین به هیچکس را ندارم

امان ار بعله قربان گو بودن عده ایی

با سلام خدمت همکارا

اینی که میخوام بگم نه از روی بخل و حسده ونه از روی کینه و غرض شخصی. اینی که میخوام بگم، چیزیه که بهش اعتقاد پیدا کردم وتو این چند ساله که تو دانشگاه هنر عمرم رو  فدای دانشگاه هنر کردم، اگه جندتا تجربه بدست آورده ام، یکیش اینی که میخوام بگم.

دوست دارین باور کنین و دوست دارین باور نکنین ولی من بهش باور دارم و میخوام بگم و از کسی خورده ای هم ندارم وبه نظرم حرف خقه و حرف حق هم کفتنش ترس نداره و اونی که میخوام بگم اینه:

یکی از بزرگترین مشکلات ما کارکنان دانشگاه هنر، که باعث پراکندگی وتفرقه بین همکارا شده وباعث شده در این چند سال گذشته در رسیدن به حق وحقوق قانونی خود دچار مشکل بشیم وهمیشه هر بلایی خواستن بتونن سر ما در بیارن، بعله قربان گویی تعدادی از همکاراست(از تمامی همکاران دانشگاهی عذر خواهی میکنم) که در هر شرایطی حاضرند منافع جمع کارکنان را فدای منافع شخصی خود و فدای منافع دانشگاه کنند و به نوعی در تعیین اولویت منافع‏، منافع کارکنان را در رده چندم قرار دهند. همکاریی که در قبال تمام ناحقی هایی که در حق همکاران رسمی، قراردادی وشرکتی میشه وآنها بنابر وظیفه ایی که دارند بایستی جلوی این ناحقی رو بگیرند، اما متآسفانه نه تنها عکس العملی نشان نمی دهند، بلکه با سکوت خود باعث تداوم ناحقی و ضایع شدن حق همکارا می شوند.

اون سالهای اولی که تازه استخدام شده بودیم توی دانشگاه هنر‏، تعدادی از همکارای قدیمی وبا سابقه توی دانشگاه هنر مسئولیتهای مختلف داشتند که معروف بودن به گروه کلاس پنجمی ها. درست بود که این همکارا مدرک تحصیلی بالایی نداشتند، ولی تجارب کاریشان و شخصیت دادن به اون پستی که مسئولیتش را بر عهده داشتند، باعث شده بود در تصمیم گیریهای مربوط به حوزه کارکنان، مسئولین دانشگاه، نظرات قانونی و مطابق با قوانین و آئین نامه های موجود راکه اون همکارا کلاس پنجمی ابراز می داشتند ، با سعه صدر و با دید کاملا” باز پذیرا بوده وهمکاران دانشگاه هنر به حقوق قانونی خود که در قوانین اداری وآئین نامه های موجود بود برسند و متآسفانه امروزه مثل اون همکارا دیگه وجود نداره وهمه داریم توی سرهم میزنیم که ای وای چرا از ابتدای سال نودو دو بیمه تکمیلی ما، بیمه ذپرتیه و دانشگاه به وظیفه قانونی خود عمل نمی کنه وشش ماه کلاه سر کارکنان رفته؟ که ای وای چرا بر اساس آئین نامه، بهره وری کارکنان را نمیدن؟ که ای وای چرا از ابتدای سال دویست، سیصدهزارتومن به حقوق ما اضافه شده ولی از اون طرف با حذف اضافه کاری، چهارصد، پونصدهزار تومن از حقوقها کم شده؟

خدا وکیلی اون کلاس پنجمیها اگه در اجرای قوانین و آئین نامه های مربوط به کارکنان،  نظری رو ابراز میکرند ویا اجرای آئین نامه را متذکر میشدند،آیا آقای دکتر احمد پناه که معاون پشتیبانی دانشگاه بود‏،به خودش اجازه میداد که بگه نه و اونیکه من میگم بایستی اجرابشه؟(البته نباید از مناعت طبع وبزرگواری آقایان احمدپناه و دکترحافظی براحتی گذشت) ویا بعد ازاین آقایون، دوستان دیگری که مسئولیتی بر عهده داشتند‏، آیا اینقدر داشتن این پستها براشون مهم بوده که بقول تعدادی از دوستان فقط وفقط ماشین امضاء باشن ویا بقول معروف، مرده شوری کنند وکاری به دوزخ وبهشتش نداشته باشند؟

مطمئنا” هریک از ما همکارا در اجرای وظایف خود با مشکلات ومسائلی همراه می شویم و مطمئنا” با تفکر وتدبر و رایزنی با مسئول بالاتر، سعی در اجرای دقیق وظایف خود خواهیم داشت. از طرفی اگر با مشورت و ابراز نظراتی که خلاف منافع قانونی کارکنان باشد، مواجهه شویم وبه جهت اینکه اجرای آن نظر و مشورت خلاف منافغ کارکنان، به پای ما نوشته نشود، مطمئنا” استعفای خود را تقدیم کرده تا مبادا در قبال حق تمامی کارکنان مسئول بوده و نتوانیم جوابگو باشیم، که متآسفانه در حال حاضر چنین تفکری را کمتر در دانشگاه و بین کارکنان شاهدیم.تفکری که در مقابل تفکر زورگویی مدیریت بالاسری مقاومت قانونی کرده ودر صورت جواب صحیح نگرفتن،عطای مدیریت را به لقایش ببخشد

  
نویسنده : سیروس کریمی پور ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٤