کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور

وبلاگ کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور, وبلاگی جهت اطلاع رسانی در باره وضعیت کارکنان دانشگاه هنر می باشد واگر انتقادی هم می شود, این انتقاد در جهت بهبود وضعیت کارکنان دانشگاه می باشد وخدای ناکرده قصد توهین به هیچکس را ندارم

شریعتی

تقویم را که ورق می زنی وبه بیست ونهم خرداد می رسی، اسمی را در این روز می بینی که به جرات می توانم بگویم که بیشترین حرفها و نوشته ها و مطالب ضد ونقیض را برای خود به همراه دارد و درمانده می شوی که کدام را باور  کنی.آیا شریعتی به دین و روحانیت باور داشت؟ آیا به بنیانگذار ومعمار انقلاب اسلامی در زعامت مردم ایران برای رسیدن به ابتدای تاریخ اسلامی ایران اعتقاد داشت؟ و بیشمار سوال دیگر...

یادم می آید در سالهای ابتدایی بعد پیروزی انقلاب اسلامی پوسترهایی از شهید شریعتی بر در و دیوار شهرها و روستاها نقش بسته بود به این مضمون که: خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز،من چگونه مردن را خواهم آموخت.

این سخن از شهید شریعتی همیشه برای من عجیب ودارای ویژگی خاصی بوده و همیشه فکر می کردم که خداوند مهربان بایستی آدمی را خیلی دوست داشته باشد که راه خوب زیستن و انسان بودن را به آدمی بیاموزد واین نوع از انسانها در انتهای راه خدایی خویش مردنی را به نظاره خواهند نشست که مورد رضایت و قبول  درگاه حق تعالی باشد.

در مورد شریعتی گفتنی زیاد است ، اما من به اختصار در اینجا گفته هایی از افرادی می آورم که حداقل در مورد شریعتی خودم مجاب به دین باوری و دین داری و اعتقاد او به اسلام و روحانیت مترقی شده ام:

       

مرحوم دکتر شریعتی خود را یکی از زاییده های درد و رنج و احساس درد و رنج می دانست.

دکتر شریعتی امتیازاتی مخصوص به خود داشت . دکتر شریعتی نسبت به سن خود ، انسانی بسیار پر مطالعه و کتاب خوان بود :

در زمینه ادب ، فرهنگ و تمدن بشری ، در زمینه مکتب های اجتماعی و جامعه شناسی نو و رابطه آنها با میراث گذشته ، در زمینه تاریخ و در زمینه اسلام ، اما نه در خطی که در حوزه های اسلامی به عنوان خط جهاد دنبال می شود ، بلکه در خط یک انسانِ متولد شده در خانه مطالعات اسلامی ، در خانه استاد شریعتی ، در خانه ای که چشم فرزند به کتابخانه پدر گشوده شد و خود را با انبوهی از کتب قرآن ، تفسیر ، تاریخ ، حدیث و کتابهای دیگر مواجه دید و نزد پدر درس آموخت .

او انسانی است که در درجه اول : از نظر تحصیلات با فرهنگ نو بشری روبرو است ؛ اما یک زمینه ذهنی و وجدانی دارد که به طور دائم او را به سوی خود می کشاند : زمینه اسلامی !

اینست که در هر مطالعه ای در فرهنگ نو به سؤالی در رابطه با فرهنگ اسلام و بینش اسلامی و مکتب اسلام برخورد می کند ؛

این جمله را تکرار می کنم . زیرا در شناخت دکتر بسیار مؤثر است.

« شهید دکتر بهشتی »

شریعتی از دیگاه رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ایی:

 

"به نظر من شریعتی بر خلاف آنچه که همگان تصور می کنند، یک چهره ی همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی های زمان وشاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پر شور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی در حق اوست.

مخالفان او به اشتبا هات دکتر شریعتی تمسک می کنند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود ؛ اما ادعا می کنم که در کنار آنچه ما می توانیم اشتباهات شریعتی نام بگذاریم ، چهره ی شریعتی از برجستگی ها و زیبایی هایی  هم برخوردار بود


پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی های او را نبینیم . من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت مراحل پایانی قیل و قال های مربوط به شریعتی محسوب می شد. امام در صحبتی بدون اینکه نامی از کسی ببرند، اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالف هایی که در اطراف او هست ، نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرو نشاندن آتش اختلافات مؤثر بود. در آنجا امام بدون اینکه اسم شریعتی را بیاورند ایطور بیان کرده بودند(چیزی نزدیک به این مضمون) "نباید به خاطر  چهار تا اشتباه در کتاب هایش او را بکوبیم ، این صحیح نیست" این دقیقا نشان می داد موضع درست را . در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت دکتر شریعتی ، ممکن بود اشتباهاتی بعضا در مسائل اصولی و بنیانی تفکر اسلامی داشته باشد.

اما ظلم طرفداران شریعتی به  او کمتر از ظلم مخالفانش نبود ، بلکه حتی شدید تر و کوبنده تر هم بود . طرفداران او به جای اینکه نقاط مثبت شریعتی  را مطرح کنند و آنها را تبیین کنند ،در مقابل مخالفان صف آرایی هایی کردند و در اظهاراتی که نسبت به شریعتی کردند سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه دهند، سعی کردند حتی کوچکترین اشتباهات را از او بپذیرند.

شریعتی یک چهره ی پر سوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت و به صورت یک ایدئولوژی و قاعده ی نظام اجتماعی رنج می برد و کوشش می کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکرزندگی ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند.شریعتی یک آغاز گر بود. در این شک نباید کرد . او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود . قبل از او بسیاری بودند که اندیشه ی مترقی اسلام را آنچنان که او فهمیده بود، فهمیده بودند و در غالب واژه ها و تغییراتی که برای نسل امروز ما و یا بهتر بگویم نسل آن روز شریعتی ، نسلی که مخاطبین شریعتی را تشکیل می داد ، گیرایی داشته باشد مطرح کنند، موفق نشده بودند به زبان آنها این حقایق را بیان کنند. جوری که برای آنها قابل فهم باشد این مسائل را بگویند.

شریعتی آغازگر طرح جدید ترین مسائل کشف شده ی اسلام مترقی بود به صورتی که برای آن نسل پاسخ دهنده به سؤال ها و روشن کننده ی نقاط مبهم و تاریک بود.

شریعتی بر خلاف آنچه درباره ی او گفته می شود و هنوز هم عده ای خیال می کنند ضد روحانیین بود ، بلکه عمیقا مؤمن و معتقد به رسالت روحانیت بود . او می گفت روحانیت یک ضرورت است ،یک نهاد اصیل وعمیق و غیر قابل خدشه است ، و اگر کسی با او مخالفت بکند یقیناً از آبشخور استعماری تغذیه می شود . اینها اعتقادات او بود در این هیچ شک نکنید این از چیز هایی بود که جزء معارف قطعی شریعتی بود ، اما در مورد روحانیت او تصورش این بود که روحانییون به رسالتی که روحانیت بر دوش دارد به طور کامل عمل نمی کنند."

  
نویسنده : سیروس کریمی پور ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩
تگ ها : شریعتی