کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور

وبلاگ کارمند دانشگاه هنر - سیروس کریمی پور, وبلاگی جهت اطلاع رسانی در باره وضعیت کارکنان دانشگاه هنر می باشد واگر انتقادی هم می شود, این انتقاد در جهت بهبود وضعیت کارکنان دانشگاه می باشد وخدای ناکرده قصد توهین به هیچکس را ندارم

بیت المال شده برا بعضی ها بیت الحال

حتما" تاکنون شنیده و احیانا" دیده اید که فلانی بیت المال را برای خودش بیت الحال می داند و پای حرفهاش که بنشینید، خودش را علامه دهر می داند و مسلمانی بهتر از خود پیدا نمیکند.

یه آقای دکتری را می شناسم - یه مرتبه فکر نکنید که این اقای دکتر توی دانشگاه هنر هست ها!!!نه، ما توی دانشگاه هنر خدا را صد هزار مرتبه شکر از این دکترها که بیت المال را برای خودشان بیت الحال بدانند، نداریم؟!!! - که این آقای دکتر واسه خودش دکترییه. نه اینکه فکر کنین که از این دکتر آمپول زنهاست ها. نه دکتره.

این آقای دکتر جن وقتیه که شده رئیس اداره بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق. این اداره بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق خودش وابسته به یه اداره بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق دیگه ست.این آقای دکتر انواع واقسام امکانات و امتیازات رو از اداره گرفته وبه شغل شیرین مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدیریت اداره بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق مشغوله.خونه و ماشین و حق مدیریت که رو شاخشه اصلا" حرفی تو این نی.

امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

این اماهه باعث میشه آدم فکر کنه بیت المال برای این آقا دکتره بیت الحاله.

چطور؟

تو عزیزمی که برات بگم با توجه به مسئولیت اداره بوق که به عهده این آقا دکتره گذاشته شده، حق اینه که ایشون تمام وقت در مدیریت اداره بوق ساعی و توانا وکوشا باشه. نه اینکه بخواد مثلا" هقته هفت روزه، ایشون مثلا" حالا بگیریم دو روزشو با ماشین اداره بره دنبال کارهای شخصی. مثلا" با ماشین اداره بره فلان اداره برای پیگیری کارهای شخصیش و یا با ماشین اداره و با راننده اداره بره برای فلان سمینهاری که هیچ ربطی به اداره و مدیریتش نداره.

تو عزیز دلمی که برات بگم این آقای مدیر، مدتی تو داره بـــــــــــوق و داخل اتاقش - که مبلمان فکسنی داره- از صبح تا غروب در حال نوشتن بود و همه فکر می کردند که حتما" برا اداره داره می نویسه و کسی را به اتاقش راه نمی داد و مواقعی راه می داد که از نوشتن خسته شده بود.

امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا بعد از مدتی کاشف به عمل آمد که حیونکی داره برای جای دیگری می نویسه و قرارداد بسته که مثلا" یک ماهه نوشته هاشو به اون جای دیگر برسونه و پولشو بگیره و حالشو ببره!!!

یا للعجب از این هوش وذکاوتی که بعضی از مدیران برای منافع شخصی خود خرج می کنند و بقیه رو کانا وکودن فرض می کنند و فکر می کنند بقیه نمی فهمند!!!

حالا کاری به دیگر کارهاش نداریم. فقط همین یکی دو قلم. یعنی  یکم=مدیری با ماشین اداره و با راننده اداره بره دنبال یلللی وتلللیش وکلی هم کیف نوش جون کنه و کلی کارهای شخصیش پیش بره و کلی پول وسکه گیرش بیاد و دوم=بودن تو اداره، اما نوشتن برای اداره دیگر

آیا این استفاده از وسیله بیت المال و وقت گذاشتن تو ساعات کاری برای کارهای غیر اداری و شخصی، نمیشه بیت المال یعنی بیت الحال؟

شوما چی میگین؟

رئیس اون اداره چی میگه؟

البته رئیس اون اداره وقتی میتونه چیزی بگه که خودش اهل بخیه و تعریف بیت المال به بیت الحال نباشه!!!

القصه. این آقا دکتره وقتی رئیس اداره بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق شد، کلی از خودش قمپز در کرد که می خوام ال کنم و بل کنم فلان کار رو انجام بدم و از این حرفا!!!حالا که مدتها از مدیریتش میگذره، خلق الله تو اداره می بینند که نه تنها اداره وضعش بهتر نشده، هیج. بلکه از هرطرف، هرکی میخواد این اداره رو مثل گوشت قربانی واسه خودش استفاده کنه و حالشو ببره و آقای دکتر هم به فکر استفاده خودش و ...

این وسط تنها چیزی که گیر کارکنان این اداره اومده، لاف دین داری و متدین بودن این آقا دکتره و تشنه به خونش بودن است

  
نویسنده : سیروس کریمی پور ; ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٢